المحقق السبزواري
96
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
دخل و خرج خويش را چون مه برابر هركه كرد * كم نگردد روزيش هرگز ز خوان آفتاب « 1 » و از اين قبيل است هرگاه در خزانه مالى نباشد ، ناگاه ، دشمنى قوى قاهر به هم رسد و دفع دشمن بىسرانجام سپاه و مال بسيارى نمىشود و بدون آن چاره و علاجى نمىتوان كرد ، و از تحميل بر رعايا چيزى كلّى حاصل نمىشود و باعث بدنامى و زيادتى جرأت خصم مىگردد . پس بالضّروره ، اين معنى باعث زوال و اختلال ملك گردد . پس ، بر پادشاه لازم است كه اخراجات خود را كم كند و بذل بىموقع بهجا نياورد و در تعمير ولايت بكوشد و چنان كند كه در حال رفاهيّت از اخراجات چيزى زياد آيد كه باعث توفير خزانه شود ، تا در وقت ضرورت و ظهور دشمنان قوى به كار آيد . و سخن در اين باب در مباحث آينده به تفصيلتر « 2 » مذكور خواهد شد . ديگر از اسباب زوال ملك ، خرابى مملكت و بىسرانجامى و تفرّق رعيّت است . چه هرگاه بلاد و نواحى رو در خرابى كند و پادشاه در تدارك آن نكوشد ، روزبهروز خرابى زياده شود . و از خرابى محالّ و تفرّق رعايا نقص به رونق پادشاهى راه يابد و نقصان به خزانه رسد و اختلال سپاه رودهد و اين امور بسيارى از اوقات موجب زوال ملك گردد . و در اين باب سخن بعد از اين مذكور خواهد شد . ديگر از اسباب زوال ملك ، بىسرانجامى و كمى لشكر [ است ] كه از مقدار حاجت كمتر باشند و يا آنچه باشند بىسرانجام باشند و مقرّرى ايشان به ايشان نرسد و مداخل ايشان به خرج ايشان وفا نكند . و ظاهر است كه اختلال سپاه موجب اختلال ملك و پادشاهى است ، و از اين نوع است آنكه پادشاه به لشكريان نپردازد و التفاتى به حال ايشان نداشته باشد و نسبت به ايشان مهربانى نكند ، و بالضّروره مهر پادشاه از دل ايشان برود و در وقت ضرورت جانفشانى نكنند . [ 17 آ ] و مدار انتظام امور بر محبّت است و در اين باب افضل المحقّقين ، خواجه نصير الدّين محمّد طوسى ، در كتاب اخلاق ناصرى
--> ( 1 ) . شعر در نسخهء اصل در حاشيه نوشته شده و در نسخهء مر بعد از عبارت « ميانه شاه و سپاه شود » آمده بود . براى پرهيز از افتراق جمله ، جاى آن تغيير داده شد . ( 2 ) . در مر به « مفصّلتر » تغيير داده شده است .